|
|
|
|
|
پیدا کردن پرتقال فروش در این مملکت بسی دشوار است.خیلی هم زیاد شده ولی نمی دانم این پرتقال فروش چه توانایی دارد که به دام کسی نمی افتد.هر جا که میروی به دنبالش می گردی اما پیدایش نمی کنی حکمت آن چیست نمی دانم؟ اقتصاد ما آشفته است که البته دولتمردانمان قبول ندارند و تازه ادعا می کنند که سطح رفاه مردم بالاتر رفته. ماشینهای لوکس سوار می شوند و خانه های آنچنانی می خرند؛تفریح می روند و قس علیهذا.اما وقتی به سایه مرگبار فقر در حاشیه های شهر بزرگ اشاره می شود و از رنج و تعبی که بر فقرا وارد می شود سخن می گویی حال باید پیدا کنی پرتقال فروش را. به خدمات اجتماعی ورفاهی که می نگری چنان با اشتیاق و قاطعانه از این خدمات می گویند که باور نمی کنی کاستی ای داشته باشد و چنان بر تو امر مشتبه می شود که از سطح خدمات کشورهای اسکاندیناوی هم بیشتر است.ووقتی به درون جامعه خود نظری می افکنی می بینی تفاوت ره از کجا تا به کجاست. نمونه خدمات اجتماعی را همه می دانند و کم و بیش با آن روبرو می شوند. نمونه اش همین سازمان تامین اجتماعی یا سازمان تامین منافع اکتسابی آن هم از جیب کارگران بدبخت. پشت دفترچه تامین اجتماعی نوشته است" ما می خواهیم اگر کسی در یک خانواده مریض شد بیش از رنج مریض داری رنج دیگری نداشته باشد" (مقام معظم رهبری) باید سری به بیمارستانهای این سازمان بزنی تا دریابی رنج مریض داری یعنی چه؟ با کمال جسارت بیانات آقا را درج می کنند و بعد هر کاری که دلشان می خواهد می کنند و وقتی اعتراض می کنی باید طبق معمول دنبال پرتقال فروش نامرد باشی بودجه مترو را نمی دهند .مجلس تصویب می کند و چون اعتقاد رییس جمهور این است که مجلس در راس امور نیست بودجه تحویل نمی شود چرا؟ پس بگردید دنبال پرتقال فروش. اویل فکر می کردیم چون محسن هاشمی در راس مترو است بودجه نمی دهند بعد از آقا محسن هم قطره چکانی دادند. سه هزار میلیارد تومان اختلاس میشود و آب از آب تکان نمی خورد .پرتقال فروش هم طبق معمول فرار را بر قرار ترجیح می دهد و رییس بانک مرکزی این مملکت فردای آن روز بدون هیچ نگرانی بر سر کار خود حاضر می شود و تازه طلبکار هم می باشد.ولی در همین مملکت سراغ دارم نوجوانی که البته اکنون میانسال شده است را به جرم سرقت از طلافروشی آن هم به مقدار خیلی جزئی قطع ید می کنند و بدون هیچ تکانی این آیه شریفه را قرائت می کنند که والسارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما. گاز در استانهای شمالی قطع می شود و مدیر کل گاز استان اندکی ناراحت می شود .وزیر هم آنقدر سرش شلوغ است که بنده خدا اولویت کاریش قطع گاز نیست.مردم هم در آن سرما به دنبال پرتقال فروش می گردند اما مگر پیدا می شود. بنزین گران می شود در آن واحد تمام ارزاق عمومی هم گران می شود تازه کارخانجات لبنیاتی هم در همان بسته بندی اندکی محصولات خود را کمتر ارائه می دهند و تعزیرات هم با آنها برخورد می کند آن هم چه برخورد کردنی و باز می بینی که این برخوردها نتیجه اش مثمر ثمر است و آن کارخانه وزنش را کمتر می کند پس باید دوباره این مردم بیچاره به دنبال پرتقال فروش می گردند. سکه و طلا و دلار و یورو بالاتر از سرعت برق افزایش قیمت پیدا می کند و دادستان محترم کل کشور می فرماید دستهای پشت پرده را پیدا کردیم ورییس جمهور از کسانی حرف می زند که بازار ارز و سکه را در اختیار گرفته اند و از آنها گلایه میکند و ظاهرا جناب رییس جمهور و دادستان هم دنبال پرتقال فروش می گردند. در هر حال حکایت پرتقال فروش حکایت غریبی است و هنوز باید دنبال پرتقال فروش گشت. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 19:35 توسط سعید
|
|
||