|
|
|
|
|
سازمانها و بنگاههای اقتصادی ،همواره ازشیوه های نوین جهت افزایش بهره وری استفاده می نمایند، شیوه هایی که منجر به کاهش هزینه وافزایش سود گردیده و نیز از تصدی گریها کاسته و جنبه های نظارتی را تقویت می نماید.بدین سبب اکثر بنگا ههای اقتصادی ، فعالیتهای پرزحمت و عملیاتی خود را به شر کتهای واسطه و اقماری می سپارند. شرکتهایی که با نام پیمانکار شناخته شده و علاوه بر تامین منافع کارفرما ،خود نیز به سودهای قابل تو جهی دست می یابند. سودهایی که در برخی قرار دادها آنان را یک شبه میلیاردر می سازد که البته این قرار دادها همواره با اطلاعات رانتی و ارتباطات خاص منعقد شده و هر کسی را یارای انعقاد چنین قرار داد هایی نیست. در راستای همین سیاستها با خبر شدیم که کمیته امداد به منظور افزایش بهره وری صندوق صدقات و تامین مایحتاج افراد تحت تکفل اعم از مستمند و غیر مستمند! برخی از خیابانهای پر رفت و آمد شهر تهران را بصورت پیمانکاری به شرکتهای خدماتی سپرده است. بعنوان مثال در واگذاری یک خیابان با یک شرکت پیمانکاری مبلغ 7 میلیارد تومان قرار داد منعقد گردیده است و این بدان معنی است که پیمانکار مذکور موظف است مبلغ 7 میلیارد تومان پول نقد به کمیته امداد پرداخت نماید خواه این پیمانکار از صندوقها 6 میلیارد درآمد داشته باشد و خواه 10 میلیارد تومان! پیمانکار مورد اشاره نیز در جهت افزایش درآمد صندوقها و انجام تعهدات مندرج در قرار داد بر سر هر کوی و برزن صندوق صدقات نصب کرده تا بدین وسیله هم مبلغ قرارداد را تامین نماید و هم به سود میلیاردی خود دست یابد. این مسئله جای بسی تاسف دارد که مسئولین محترم با اعتقادات مردم بازی کرده و در جهت سست شدن اعتقادات گام بر می دارند . در یک کلام اگر واقعا چنین مسئله ای صحت دارد به مسئولین تذکر داده می شود تا از چنین تصمیمات و فعالیتهای نابخردانه ای دست برداشته و به اعتقادات مردم اهانت نفرمایند و اگر چنین مسئله ای صحت ندارد ،بهتر است شفاف سازی نموده و مردم عزیز را از نگرانی در آورند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 17:13 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
نورعلی شوشتری و یارانش به شهادت رسیدند تا باب شهادت همچنان باز بماند و خداوند سربازان مکتب حضرت روح الله را به جوار خویش دعوت و آنان را عند ربهم یرزقون نماید. پیکر مطهر و اربا اربا شده این شهدا بر شانه های مردم خداجوی ایران تشییع شد و مردم انقلابی ما مجددا نشان دادند که به مکتب شهادت طلبی ایمانی راسخ دارند و هرگز از این طریق حسینی ابا و و اهمه ای نداشته و ندارند. اما در این میان آنچه دل هر دلسوز انقلاب را به در د می آورد فتنه گری و شیطنت خناسانی است که شهادت مظلومانه سردار وحدت شیعه و سنی را به استهزاء گرفته و آن را دست انتقام خون کشته شدگان حوادث اخیر انتخابات از این شهید مظلوم می پندارند. این سخن کسانی است که حتی لحظه ای برای اعتلای نظام اسلامی تلاش نکرده اند ولو به اندازه یک نفس کشیدن ،در حالیکه از مواهب این نظام حتی در مناصب مهم مدیریتی مستفید شده اند و اکنون به انتشار حرفهای لا طائل می پردازند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 17:36 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
ام القری آبستن حوادث گردید.و عاقبت فرزند شوم فتنه به دنیا آمد .ابر فتنه چنان فضای نیلگون آسمان ام القری را فرا گرفته است که چشمها توان دیدن ماه پر فروغ هدایت را ندارند. ام القرای اسلام در میدان سهم خواهی نو کیسه گانی قرار گرفته است که آن را به مثابه گوشت قربانی تکه تکه کرده اند و کسی چه می داند؟ هر که را می بینی خود را محق می داند و ندای حقانیت خود را بر هر کوی و برزن به آسمان بلند می کند.دیگر منبر و محراب را هم به میدان مجادله و تکفیر همدیگر مبدل کرده اند و بازار ناکثین و مارقین و قاسطین گرم شده است. هر که هر چه قدر می تواند کلمات را غلیظ تر ادا می کند تا با این طرفند خود را در مسیر عدل علوی و ولایت قرار دهد. همه علی ابن ابیطالب را به رخ می کشند وبسیارند کسانیکه در این کلام می گنجند: که کلامشان کلمة الحق یراد بها الباطل. فریاد همه به گوش می رسد جز فریاد درد و زجر ام القرایی که بخاطرش بهشتی ها ،مطهری ها، مفتح ها،همتها و با کریها و بسیاری از شیران بیشه تقوی و شجاعت به شهادت رسیده اند. اکنون فریاد آن لاهوتیان در فضای پرتنش و رعب آور موجود گم شده است. آیا کسی صدای پر خروش بهشتی مظلوم را از ورای این عالم ناسوت می شنود که ای اشباح الرجال و لا رجال فاین تذهبون؟ آیا چشمان زیبا و نافذ حاج همت را کسی به یاد می آورد که اکنون خونابه از آن جاریست و نه اشکی که بتوان کمی تاب آورد؟ چشمان همت را که به یاد می آورد زمانیکه از شوق حسین عزیز(ع) تبلور می یافت و اکنون در بازار حراج دنیا پرستان یادگاری او و همرزمانش در اندک زمانی بخاطر فتنه انگیزی قرار است به فروش برسد خونین گردیده است؟ و از همه بدتر روح خدا در تنگنایی شدید و تعذری جانفرسا قرار گرفته است. آیا کسی او را می بیند که در نهایت سادگی و خشوع به یاد ماندنی اش حدیث غربت ام القرای را روایت می کند و وااسفا که اکنون شهدا در جماران بهشت از گریه روح الله به گریه در آمده اند. خدایا تو برایمان روایت کن که در بهشت چه می گذرد و حضرت روح الله چرا حدیث غربت می خواند؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 17:23 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
تلویزیون در ایام هفته دفاع مقدس ،مثنوی شهادت حاج صادق آهنگران را پخش می کرد. مرا اسب سفیدی بود روزی شهادت را امیدی بود روزی ... با خود گفتم هر بلایی بر ما نازل شود حق ماست.از شهدا فاصله گرفتیم و مکتب شهادت طلبی را به ثمن بخس دنیا طلبی فروختیم و این حال و روز ماست. یاد جمله شهید حمید باکری افتادم .همان شهیدی که دخترش را در راهپیمایی سکوت با باتوم زدند و مجروحش ساختند.او می گفت دعا کنید شهید شوید تا بعد از جنگ زنده نمانید ، چون بعد از جنگ رزمنده ها 3 دسته می شوند.خلاصه کلامش آنکه عده ای نادم می شوند،عده ای بی تفاوت می شوند و عده ای آنقدر خون دل می خورند تا بمیرند. مصاحبه پسر حاج همت را خواندم . آه جانسوزش و جفاهای وارده بر خانواده شهید را بیان می کرد که بعد از شهید با آنان چه کردند و بجای آنکه آنان را مورد تفقد قرار دهند مورد تهتک قرار د ادند. حاج ابراهیم می گفت دوست ندارم در سرزمینی که نفس خمینی در آن نباشد نفس بکشم و چقدر بد شد در سرزمین خمینی ،مدینه ای دیگر بپا شد و از قضا همسر همت قهرمان مانند مادر سادات فاطمه سلام الله علیها پهلویش مضروب کینه عده ای جاهل مدعی گردید. آری تهران مدینه ای دیگر شده که بانویی را سیلی می زنند و پهلویش را مجروح می سازند. تهران شهر الانباری دیگر شده که زنی را خلخال از پا به در کشند و هجومی وحشیانه برند. چه زیبا فرمود سید شهیدان اهل قلم: سلام بر تو تهران ،ای شهر گناهان کبیره |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:55 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد از 18 تیر 87 و غائله کوی دانشگاه و مطرح شدن جریانی به نام گروه فشار که ظاهرا هویت آن بعد از 10 سال برای جامعه و مسئولان ما ناشناخته مانده است!- تا حدی که ظاهرا همین گروه مذکور مجددا به کوی دانشگاه و مکانهای دیگر حمله نموده که با واکنش جدی رهبر معظم انقلاب مواجه شده است – نظریه ای مطرح شد وآن اینکه: اساساً نظم گروه فشار در بی نظمی هاست. این نظریه می گوید زمانیکه آشوبی بپا می شود آنها فعال می شوند و بصورت هم افزایی نظم یافته و سازماندهی می شوند وچون قارچ که در فضایی نمناک و تاریک رشد می کنند تکثیر می شوند. گویا استراتژی دولت دهم آقای احمدی نژاد پیروی از قاعده نظم در بی نظمی است. ایجاد تنش در سطح جامعه و چینش مهره های خاص در کابینه. بعبارتی حکایت دولت دهم حکایت از آب گل آلوده ماهی گرفتن است. احمدی نژاد توانست با مناظره های غیر اخلاقی و ایجاد تنش در جامعه رییس جمهور شود و دریک ترفند جدید با عنوان کردن موقعیت حساس نظام در شرایط پیش آمده کابینه غیر تخصصی و ضعیف خود را به نظام تحمیل نماید،اواکنون با انتخاب تنش برانگیز محمدرضا رحیمی بعنوان معاون اول رییس جمهور ظاهرا اندیشه ای دیگر را در سر می پروراند ! انتخابی که ثابت کرده است طفل لجوج آرادانی هرگز حاضر نیست توصیه ای را بپذیرد! محمد رضا رحیمی رفیق گرمابه و گلستان علی کردان کسی است که در زمان ریاست جمهوری هاشمی استاندار کردستان گردید. اودر سفر هاشمی به کردستان کشاورزان را وادار نمودتا با تراکتورهای خود جمله درود بر هاشمی را تشکیل دهند و در همان سفر بر دستان هاشمی بوسه وفاداری زد تا ارادت خود به هاشمی را دوچندان نماید.او همان کسی است که در جریان کردان به نمایندگان چکهای 5 میلیون تومانی رشوه داده و در سال 84 از کاندیداتوری هاشمی حمایت زاید الوصفی داشته است و اکنون ... البته ارباب او نیز زمانی ارادتمند و پیرو هاشمی بوده است زمانیکه عنوان استاندار اردبیل را یدک می کشید. او نیز از نام هاشمی بعنوان افتخار انقلاب اسلامی یاد کرد و در انتخابات مجلس ششم رییس ستاد هاشمی در منطقه نارمک بوده است و زمان چه زود پرده از سالوس بازی حضرات برداشت. براستی از چنین رییس جمهوری باید چنان معاون اولی را توقع داشت. در تاریخ آمده است که زیاد ابن ابیه در زمان زعامت امیر المومنین(ع) حاکم فارس گردید و بعد از شهادت حضرت امیر به نزد معاویه رفت و از سوی او حاکم کوفه گردید. حتی معاویه اعلام کرد که زیاد برادر من و فرزند پدرم ابوسفیان است! آری امام راحلمان فرمود: تاریخ معلم انسانهاست وباید از تاریخ درس گرفت و زیادهای زمانه را شناخت که چگونه تیشه به ریشه اسلام زدند! باید دید که چگونه با صفت مذبذبی خود به هر طرف که باد می وزد تمایل پیدا می کنند .یاران و ارادتمندان دیروز هاشمی ُ دشمنان خونی امروز او گشته اند وچنان فرافکنی می نمایند که گویا از ابتدا منتقد شیخ انقلاب بوده اند. اینان که هدفی جز نیل به مطامع و منافع خود ندارند اکنون داغ تر از هاشمی به فکر انقلابی هستند که خود در پیدایش آن سهمی نداشته اند و اگر داشته اند آنقدر ناچیز و اندک بوده است که تاریخ هرگز آنان را به یاد نمی آورد. فیلم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 17:49 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی به شهید مظلوم بهشتی گفتند چرا در برابر این همه حملات ،تهمتها و سم پاشی های علیه خودتان جوابی نمی دهید؟ یک جمله جواب داد و آن این آیه شریفه بود "ان الله یدافع عن الذین آمنوا" امروز وقتی او را و آتش سنگین هتاکی ها علیه یار 52 ساله مولای خود را نظاره می کنم که چگونه سعی در حذف او از صحنه انقلاب دارند چنین برایم تداعی شده که گویا بهشتی دیگری در مسلخ کج اندیشی ها و تمامیت خواهی ها ذبح می شود و پیرمردی مجاهد صبورانه خار در چشم و استخوان در گلو سکوت را پیشه خود ساخته و نظاره گر آن است که انقلابش را بی مایگان بی هویت در تزلزل قرار داد ه اند. خطابم به جناب آقای هاشمی است.ای مرید و امین امام : روزی گنجی،عبدی و قوچانی و... علیه تو می تاختند وامروز شریعتمداری ،الهام ،سید احمد خاتمی ،جنتی و یاران نوپای احمدی نژاد تازه به دوران رسیده. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 15:30 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
من از نسل وارثان خونهاي پاك بر زمين ريخته شده ام.از نسل وارثان مكتب عشق و خونم. من وارث خون علي اصغر احمدپور وسيد مجتبي حسيني ام .من سرباز مكتب حضرت روح الله و خلف صالح او سيد علي ام. هنوز در رگهاي من و دوستانم غيرت ولايتمداري وجود دارد.هنوز من و دوستانم بر غربت سيد علي مظلوم ،در چاه تنهايي ناله ها از دل بر مي كشيم. ما را شماتت كنند و يا شماتت نكنند فرقي نمي كند ما دست از مولايمان نمي كشيم. به ما نگوييد در كدام جبهه و سنگريد !موسوي هستيد يا احمدي نژادي؟ ما سنگري به اسم موسوي يا احمدي نژاد نمي شناسيم .آن دو برايمان خيلي مهم نيستند اصلا ما حساب و كتابي با آن دو تن نداريم.
سنگر ما مشخص است و جبهه ما سالهاست كه يك جبهه است و آن ولايت است. برخي را
چه مي شود نمي دانم اما بلند مي گويم من سرباز مكتب ولايتم. مقتدايم سيد علي است.
او هم رهبرم و هم مرجع تقليد من است.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 22:2 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
مي گويند :روزي ناصرالدين شاه قاجار از حاجب دربار خود پرسيد "معني عذر بدتر از گناه چيست؟" جواب داد :روزي انگشت خود را به ماتحت شما فرو بردم ... ناصرالدين شاه عصباني شد و گفت :پدر سوخته چه مي گويي؟ او با دستپاچگي جواب داد قبله عالم ببخشيد ،اشتباه شد انگشتم به ماتحت مادرتان رفت. شاه چنان خشمگين گرديد كه مي خواست حيات او را ساقط سازد. حاجب امان خواست و گفت معني عذر بدتر از گناه همين بود كه عرض كردم. جناب مصباح يزدي مي گويد:"اطاعت از احمدي نژاد ،اطاعت از خداست!" اين هم از كرامات شيخ ماست جاي تعجب نيست. اطاعت از احمدي نژاد خود غلط است و بدتر از آن منصوب كردن او به خداست وبراستي اين حرف آنقدر مفت است كه تفسيرش در خودش نهفته است. آقاي مصباح يزدي : با تمام احتراماتي كه براي حضرتعالي قائلم ،خصوصا زمانيكه از ولايت دفاع ميكرديد اما برايتان متاسفم كه عشق به احمدي نژاد شما را كر و كور واز مسير انصاف و عدالت و عقلانيت خارج كرده است. آقاي مصباح حرف پير سفر كرده عاشق آيت الله العظمي بهجت(ره) را به خاطر داشته باشيد كه به شما فرمودند" فاصله بين يزدي و يزيد به اندازه جابجايي يك حرف است" |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 22:49 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
مرد خراسانی به خدمت امام صادق (ع) رسید.عرضه داشت :با وجود این همه شیعه چرا قیام نمی کنید ؟ما آماده جانفشانی هستیم.امام تنوری پر از آتش را به او نشان داد .فرمود به داخل تنور برو.او ترسید و بهانه آورد . خادم امام وارد شد،امام به او امر کرد که داخل شود و او نیز اطاعت کرد همه مبهوت بودند ،به امرامام آن شخص از تنور بی آنکه حرارت آتش به او صدمه ای رسانده باشد خارج شد آنگاه امام فرمود که ما شیعه تنوری کم داریم. احمدی نژاد دست آقا
را می بوسدوبه گونه ای نشان می دهد که مطیع محض اوامر رهبری است و به همین شیوه
بسیاری را می فریبد.دوستان ولایتمدار به او رای می دهند چون او را ذوب در ولایت می
دانند! اما ناگهان ورق بر می گردد حکم ولی 7 روز بر روی زمین می ماند و او حتی در
جلسه هیئت دولت رحیم مشایی را با عنوان معاون اول خود مامور اداره جلسه می کند که وزیر اطلاعات و ارشاد و کار اعتراض کرده و از جلسه خارج می شوند. او با تکدر و به منظوردهن کجی نامه ای بدین مضمون برای آقا می نویسد: 1- رحیم مشایی استعفا داده و به حکم شما او را برکنار نکردم . پس تکلیف عزل منتفی است. 2- به استناد اصل 57 قانون اساسی. یعنی شما در چارچوب قانون اختیار دارید و نه بیشتر از آن.(بعد از پذیرش استعفای رحیم مشایی با شیطنت خاص خود او را رییس دفتر رییس جمهور نمود!) این همان حرف خاتمی بود که می گفت اختیارات رهبری در چارچوب قانون است و خارج از آن نباید از امر او اطاعت کرد وبه همین علت دوستان ولایتمدار از وی انتقاد می کردند و او را ضد ولایت می د انستند. فارغ از اینکه این دیدگاه درست یا نادرست باشد به دوستان باید گفت چرا سکوت کرده اند؟ شاید برخی که منتقد جدی احمدی نژاد و اصولگرا نیز بوده اند وحتی علیرغم میل باطنیشان به او رای داده اند به مواضع ضد ولایی احمدی نژاد اعتراض کرده اند اما سینه چاکان محمود احمدی نژاد حاضر نشدند مردانه در برابر او بایستند وبه او اعتراض کنند حتی مداح هتاکی چون منصور ارضی که به خاطر بی ادبی هایش از توفیق خواندن در محضر ولایت بازمانده است او را مظلوم می خواند! ولایتمداری محض آنست که وقتی ولی حکمی می دهد آن حکم واجب الاطاعه است وان قلت آوردن دال بر این است که باید در ولایتمداری آن شخص تشکیک نمود. کاری که احمدی نژاد انجام داد از حد ان قلت هم گذشته و عدم تمکین در برابر حکم آقا بوده است و چه زود چهره واقعی واستبدادی او بر ملا شد و بر یقین ما افزود که احمدی نژاد ولایتمدار نیست بلکه ولایت ابزاری است برای نیل به مقاصد تعیین شده اش.او توانست با حیله ای از جنس حیله های قوم یهود خود را شیعه تنوری جا بزند و الحق هم موفق گردید.شیعه ای که او هرگز با آن سنخیتی نداشته و ندارد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 14:49 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
بی شک اگر سید محمد خاتمی رییس جمهور اسلامی ایران بود و در برابر حکم ولایت تا هفت روز تمکین نمی کرد و چنین گستاخانه مقاومت می نمود حسابش با کرام الکاتبین بود. قرائت جدید ولایتمداری توسط دولت نهم و نیز دهم که در چند روز آینده با حکم تنفیذ قانونی خواهد بود بدین صورت است که اگر ولایت حکمی را صادر نمود ،تا این حکم رسانه ای نشده و فشار افکار عمومی بر آن مترتب نگردیده باید مقاومت نمود و حرف خود را به کرسی نشاند! هر چند اقدام نابخردانه محمود احمدی نژاد تیر خلاص را بر ولایتمداری خود و دولتش زد اما لکه ننگی بر پیشانی اصولگرایان حامی وی گردید و در تاریخ این مرزو بوم پرحادثه ثبت خواهد شد. اما در این میان روی سخنم با دوستان ولایتمدار سینه چاک جناب میرزا محمود خان رییس الدولة است که از بس فریاد زدند "وی حامی ولایت و سپر بلای ولایت است "اکنون صدایشان گرفته و بسیاری از اقدام این حامی ولایت! در تحیر مانده اند و در کنج عزلت مانند کبک سر خود را در برف کرده اند تا شاید کسی آنان را نشناسد. براستی کاندیدای ولایتی شان چه زیبا حق شناسی کرده و درس ولایتمداری به شیوه نوین و پیشرفته را به آنان آموخت! استادی دارم که به من می فرمود :رای به احمدی نژاد به صلاح نظام و انقلاب است واکنون در آستانه تشکیل دولت دهم صلاح نظام و انقلاب را یاد گرفتیم! امیدوارم که بانوی قدرت مبارک حجله احمدی نژاد باشد و ایشان بتوانند البته تا آنجا که می تواند از این عروس هزار داماد دیده کام بر گیرند! عروسی که وی حاضر است بخاطر رحیم مشایی در برابر ولایت بایستد! خدا رحمت کند پیر جمارانی ام حضرت روح الله را که فرمود: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. واحمدی نژاد چه عالمانه این پیام را دریافت و چه عاملانه انجام داد! در قاموس او چنین آمده است : پشتیبان رحیم مشایی باشید تا به ولایت آسیب برسد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 17:33 توسط سعید
|
|
||